هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
68
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مىآزرد و دلش را به درد مىآورد همچنانكه فاطمهء زهرا در كنار پدر نشسته بود « عتبة بن ابى معيط » كه شكنبهء گوسفندى با خود داشت آن را بر پشت پيامبر كه به سجده رفته بود ، افكند فاطمهء زهرا گريه كنان به سوى پدر شتافت و آن را برداشت وقتى پيامبر سر از سجده برداشت صدايش را شنيد كه آنها را به نفرين گرفته و نزد خدا از آنهايى كه براى آزارش نقشه مىكشيدند شكايت برد . تنها چند سال كه گذشت خبر ديوانه شدن و طعمهء درندگان گشتن آنها به او رسيد . استاد « توفيق ابو علم » در كتابش اهل البيت مىنويسد : بانو فاطمهء زهرا داراى 9 نام بود : فاطمه ، صديقه ، مباركه ، طاهره ، زكيه ، محدثه و زهرا . ابو علم در همين كتاب مىافزايد به او مادر پيامبر نيز مىگفتند زيرا پس از فوت مادر به تنهايى عهدهدار پدر شده بود . ابو علم به نقل از على ( ع ) روايت مىكند كه پيامبر به وى فرموده است : فاطمهء زهرا از آن جهت فاطمه ( از شير گرفته شده ) ناميده شد كه خداوند او و خاندانش را در روز قيامت از آتش بدور نگه داشته است « 1 » . و با استفاده از كتب حديث به بيان مناسبتهايى مىپردازد كه بر اثر آنها به چنان نامهايى موصوف گشته است ؛ اعم از اينكه اينها صحت داشته باشد يا نداشته باشد آنچه در آن ترديدى نيست اينكه فاطمهء زهرا نزد رسول خدا از ديگر خواهرانش عزيزتر بوده و از همه بيشتر دوستش مىداشته است ؛ اين موضوع را دهها مناسبتى كه پيامبر براى سخن گفتن از فاطمهء زهرا و فضل و امتيازى كه خداوند نسبت به همهء زنان بر او روا داشته بهرهبردارى نمود ثابت مىكند . پيامبر خدا بارها به وى فرموده است كه خداوند به خشنودى تو خشنود و به خشمت خشمناك مىگردد . و اين سخن به اين دليل بود كه فاطمهء زهرا تنها به خشنودى خدا خشنود مىشد و به خشمش خشم مىگرفت . در « صحيح بخارى » آمده كه پيامبر خدا ( ص ) مىفرمود : فاطمه پارهء تن منست هر كس خشمگينش سازد مرا به خشم آورده است . و مسلم در صحيح خود روايت كرده كه فرمود : فاطمه ، پارهاى از من است آنچه خشنودم مىسازد او را خشنود مىكند و آنچه آزارم مىدهد او را نيز مىآزارد . ابن حجر در « الاصابة » ، ترمذى در « صحيح » خود و نسايى و ديگر محدثين ،
--> ( 1 ) چنان كه در « الصواعق » ابن حجر و ديگر كتب حديث آمده است .